سلام
عجیب گیر کرده ام .
اولش فکر می کردم صفحه های سفید من او هستم . اما انگار هر روز سخت تر می شود
دارم می میرم
ولله به دادم نرسی تمام است
این ها هیچ کدام دلیل این نیست که از دستت ناراحت نیستم
اما…
همین!
هر وبلاگ نماینده یک انسان است انسانی که در جامعه و فرهنگ خاص بزرگ شده و می تواند به بازنمایی خود در واژه ها و کلامی که می نویسد، بپردازد.
روز نوشت :
من هنوز چیزی نگفتم که تو طاقت ات تموم شد ... باقیش و بگم میمیری ... گریه هات کلی حروم شد ... من که آسمون نبودم ... اما عشق تو یه ماهه ... سرزنش نکن دلم رو ... به خدا اون بی گناهه... باز گرم شد نگاهت ... بغض تن واسم عزیزه .. اما اشکات نگه دار... نذار اینجوری بریزه ...
سید گفت
باز هم عرض میکنم قبول باشه
سلام!
سرگیجه گفت
سلام
عجیب گیر کرده ام .
اولش فکر می کردم صفحه های سفید من او هستم . اما انگار هر روز سخت تر می شود
دارم می میرم
ولله به دادم نرسی تمام است
این ها هیچ کدام دلیل این نیست که از دستت ناراحت نیستم
اما…
همین!
sara گفت
چه کار خوبی کردید خوش به سعادتتان خدا از این اراده ها به ما بدهد الهی بروید برنگردید برای خودتان می گویم دعا کنید نوبت من هم برسد یک کم خسته ام
سید گفت
ظاهرا جدی رفتید